خرید بک لینک

درباره سایت

تصاویر  و مطالب زیبا

سلام به همه شما به وبلاگ من خوش اومدین هدف من جلب رضایت شماست خواهشا به مطالبم نظر بدین کپی برداشتن از مطالبم آزاد و مانعی نداره

امکانات وب

آسمان

لانه ی مرغ خیال است

و زمین

خانه ی انسان...

آسمان با همه "باز" ی خالی ست

و زمین با همه "تنگی" ها پـــُر !!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

با یک عصای چوبی هم می توان دوید

گر بالهای تفکر ما بازتر شود

گر آن درخت سیب خیالات ما

بین زمین و آسمان خدا بارور شود...


"محمد تقی اقدام"


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

رسیدن، آداب دارد...!

وقتی رسیدی باید بمانی،

باید بسازی،

باید مدام یادت باشد که چقدر زجر کشیدی تا رسیدی،

که آرزویت بوده برسی...

وقتی رسیدی،

باید حواست باشد تمام نشوی...!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید،

هیچکس عصبانی نیست!

هیچکس سوار بر اسب نیست!

هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید!

در بین این صدها پیکر تراشیده، حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد!

این ها اصالت ما هستند:

مهربانی، خوشرویی، قدرت، احترام، ادب، نجابت


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

گلی از شاخه اگر می چینیم

برگ برگش نکنیم

و به بادش ندهیم!

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن

هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

شاید از باغچه ی کوچکِ اندشه مان گل روید...!


"سهراب سپهری"


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

کاش...

وقتی خدا در حشر بگوید:

چه داشتی؟

سر بر کند حسین، بگوید:

حساب شد...


محــــــــرم تسلیت


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

این روزهـــــا

معنای زندگی

نهفته است در

لبخند پنهان پرندگان

به انسان هایی که

از آخرین تکه نانشان هم نمیگذرند...!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

حُسن باران این است

که زمینی ست، ولی

آسمانی شده است

و به امداد زمین می آید...


"مجتبی کاشانی"


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل

خوب است

مثل همین باران بی سوال

که هی می بارد...


"سید علی صالحی"





+ از صبح زود تا الان،
اولین بارون پاییزی داره به شدت می باره
...هوراااااااااا

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

زلال باش...

پرندگان به برکه های آرام پناه می برند،

و انسان ها به دلهای پاک...

چون دل های پاک همچون برکه های آرام اند

و دیگران بدون هیچ وحشتی به آن ها اعتماد می کنند...


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 16:18

به مناسبت ماه محرم پنجاه حدیث از سید الشهدا امام حسین (ع) را مرور می کنیم:

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب.
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.

(تحف العقول ، ص 251)


حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة.
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)


حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق.رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)


حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ.
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)


حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا.
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت.

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)


مجموعه کامل 50 حدیث

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

حکیم اجازه ور دوروم یریمنن حكيم اجازه بده از جا برخيزم

گئدیم بیر دویونجا گزیم قاییدیم بروم يك دل سير بگردم و برگردم


او داغلارین مهی دولسون سینه مه سينه ام از مه آن كوهستان پر شود

تک بیرجه بنوشه اوزوم قاییدیم فقط يك بنفشه بچينم و برگردم


قورخما گول شئهينده آياق اوشويه از اين نترس كه پاهايم در سرماي شبنم سرد شوند

نظر ساليم سيخورمانا، مئشيه بگذار به جنگل و دشت نظري بيندازم

آیاغیم ایلیشسین داشا ،که سه یه پاهايم به سنگ و كلوخ بخورد

ائنیشده یوکوشدا بئزیم قاییدیم در سراشيبي و سربالايي خسته شوم و برگردم


قالخيم چيخيم هاچا قايا داشينا از قله «هاچا قايا» بالا بروم

چن گليب مي چالمالينين باشينا تا ببينم آيا «چالمالي» را مه گرفته است؟

قوشولوم قارتالا قرقی قوشونا به عقاب و قرقي بپيوندم

دویونجا سمادا سوزوم قاییدیم و يك دل سير در آسمان چرخ بزنم و برگردم


اوردان باخیم آلی دیین داغلارا از آنجا به كوهستاني كه «آلي» مي گفت نگاه كنم

سو چیلییم او ییه سیز باغلارا به باغهاي بي صاحب مانده آبي بپاشم

بير آنليقا دونوم اوتن چاغلارا براي لحظه اي به روزگار گذشته برگردم

او گويچك گولونده اوزوم قاييديم در آن بركه زيبايش شنا كنم و برگردم


چینقیل اولوم داغلارینا دوزولوم در آن كوهستانسنگلاخي شوم

یوشان اولوم تورپاغینا ازیلیم آويشني شوم، روييده بر خاك آنجا

حک اولونوم هر داشینا یازیلیم بر هر سنگ آنجا حك و نوشته شوم

اگر قورتارارسا سوزوم قاییدیم اگر سخنم تمام شد، برگردم


دوشوم داغ سئلینه جوشوم چاغلییم با سيلاب كوه در آميزم و بغلطم

من سونمز اولدوزام داستان باغلییم من «اولدوز سونمز» هستم، داستان سرايي كنم

یورت یرینده بیر دویونجا آغلییم بر خاك وطن يك دل سير گريه كنم

اگر کور اولماسا گوزوم قایدیم اگر چشمانم كور نشد؛ برگردم


اوخويان: عاشيق «اولدوز سونمز»

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

هر وقت ميرم تو جاده، هر پليسي مرا مي بيند، اشاره مي كند كه بايستم. سپس نزديك مي شود و به آرامي احوالم و مبدا و مقصد و اوضاع مسير را مي پرسد و مداركم را چك مي كند و نهايتا سفر خوشي را برايم آرزو و خداحافظي مي كند!

يكي دو بار اخير از بس پليس راه كبودرآهنگ-شيرين سو محبت آميز برخورد كرد كه اين دفعه مي خواستم از اردبيل برايشان سوغاتي بياورم. كم كم داشت باورم مي شد كه اينكار همان طرح تكريم ارباب رجوع است! ولي دوست مطلعي گفت كه اين هم يكي از روشهاي تست سرحالي و خواب آلودگي و اين جور چيزهاست!

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

تا حالا به باتري روي بورد اصلي كامپيوتر دقت كرده ايد؟ يكي از وظايف اصلي آن نگهداري تاريخ و ساعت واقعي كامپيوتر است. اگر اين باتري ضعيف شود؛ معمولا ساعت كامپيوتر عقب مي ماند و به اصطلاح مي خوابد. اگر هم باتري رو به اتمام باشد؛ با هر بار خاموش و روشن شدن كامپيوتر تاريخ و ساعت آن به تاريخ و ساعت معيني كه در تنظيمات اوليه وجود دارد تنظيم مي شود. كامپيوتر بدون هيچ اشكالي روشن خواهد شد اما بعضي از نرم افزارهاي حساس به تاريخ و ساعت دچار مشكل مي شوند. مثلا هنگام مراجعه به سايت هاي وبي كه پروتكل امنيتي https را استفاده مي كنند؛ احتمالا مرورگر شما گواهي امنيتي سايت را نامعتبر تشخيص داده و بنابراين اجازه دسترسي به آن سايت را به شما نمي دهد. زيرا مثلا تاريخ كامپيوتر شما روي سال 2004 تنظيم شده اما گواهي مربوطه براي سال 2011 تا 2013 معتبر است! يعني براي سال جاري معتبر نيست !

باتري بورد اصلي سيستم و نحوه تعويض آن. منبع:سايت justanswer

اينجاست كه بايد يكي دو هزار تومان خرج كنيد و باتري نو بخريد. سپس كامپيوتر را خاموش كنيد؛ برق آن را قطع كنيد و باتري را مطابق عكس بالا عوض كنيد و دوباره كامپيوتر را روشن نماييد. مي توانيد به صفحه تنظيمات اوليه يا همان system bios برويد و تاريخ و ساعت را ميزان كنيد. همچنين مي توانيد منتظر شويد تا سيستم عامل بار شود و سپس از طريق كنترل پنل اين كار را انجام دهيد.

اتفاقي كه براي من افتاد اين بود كه بعد از تعويض باتري هم با خيلي از سايت ها مشكل داشتم. مثلا هر ايميلي به ياهو مي فرستادم با پيام زير برگشت مي خورد:

Google tried to deliver your message, but it was rejected by the server for the recipient domain yahoo.com by mta7.am0.yahoodns.net. [98.138.112.34].
he error that the other server retued was: T554 Message not allowed - [320]

بعد از كلي بحث و بررسي متوجه شدم كه در تنظيم تاريخ به جاي سپتامبر، دسامبر انتخاب كرده ام! به اين ترتيب همه ايميلهاي من در آينده فرستاده مي شدند و ياهو زير بار اين سفر به آينده نمي رفت! با اصلاح تاريخ، مشكل ايميل برطرف شد. همچنين ديگر مرورگرهايم هم گواهي امنيتي سايت ها را معتبر مي دانند.

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

سلام بلندي كرد و سوار ماشين شد. سرش را برنگرداند اما طوري كه رديف عقب بشنوند از اينكه مزاحم شده، عذر خواهي كرد و راه افتاديم. قيافش و لحن صدايش خيلي شبيه پيرمردهاي روستاي خودمان بود كه در ايام كودكي بارها در مسير مدرسه و روستا همسفر مي شديم و از صحبتهايشان لذت مي برديم.

از وضعيت بارندگي و كشاورزي امسال پرسيدم. شكري كرد و گفت كه مثل همه سالهاست . البته خيلي عالي نبوده اما او سالهاي بسيار بدتري را هم تجربه كرده است. از اوضاع و احوالش كه پرسيدم آهي كشيد و شكري كرد و هيچ نگفت. ته نگاه پيرمرد غمي سنگيني مي كرد. بعد از مدتي خودش شروع به صحبت كرد: « حاج خانم بالاي پشت بام رفته بود. حواسش پرت شد و افتاد زمين. چند جاي بدنش شكست و بينايي اش را هم از دست داد. مي داني شكستگي هايش را درمان كرديم ولي پزشكان گفتند چشمش آسيب جدي ديده و درست شدني نيست. پيرزن هفتاد ساله براش خيلي سخته." پرسيدم همسرش را براي مداوا كجاها برده، گفت: همه بيمارستان هاي زنجان رفتيم و هر دكتري كه مي شناختيم سري زديم. گفتم بيمارستان لبافي تهران مخصوص چشم پزشكي است گفت: يعني اميدي هست؟ گفتم: اميد همه ما به خداست. گفت حتما آنجا هم مي برمش. وام مي گيرم و مي برمش.

زرين شهر كه رسيديم؛ گفت: همينجا زرين آباد پياده مي شوم. از اينكه بيمارستان اميد بخشي را بهش معرفي كرده بودم؛ تشكر كرد و رفت. من با خودم فكر مي كردم يعني يك پزشكي در زنجان نبوده كه بيمارستان لبافي را بشناسد؟ مطمئن بودم كه اگر شدني بود؛ بهش مي گفتند ولي باز خودم را راضي مي كردم: اميد همه ما به خداست.

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

دوستی تعریف می کرد که «سالی در دهه هفتاد شمسی والدین محترم قول دادند که تعطیلات عید را به لوس آنجلس می رویم. آذر ماه که شد؛ گفتند آمریکا برویم برای چی؟ همین دوبی مثل آمریکاست؛ هزینه اش هم کمتر است. بهمن ماه تصمیم بر این شد که عید را به کیش خودمان برویم. اسفند ماه به خاطر شلوغی کیش تصمیم گرفتیم که به شابدوالعظیم برویم. عید که شد؛ همین هم یادشان رفت!". حالا این شده حکایت من و پیامک های تبلیغاتی.

حقوق کارمندان دولت معمولا از بیست و چهارم ماه به بعد پرداخت می شود. شرکت های مختلف مسافرتی و بازرگانی هم درست از همین زمان برای خالی کردن حساب این کارمندان فعال می شوند. تبلیغ تلفنی و پیامکی یکی از آن فعالیت هاست. این پیامک ها روند جالبی دارند. دقت بفرمایید:

بیست و چهارم : پیامک های «تور 5 روزه خارجی فقط دو سه میلیون تومان » گوشی موبایلم را به صدا در می آورند. مقصد همه جاست؛ آنتالیا، قبرس، گرجستان، و برخی جاها که برای اولین بار اسمشان را می بینم!

بیست و پنچم: پیامک «تور دو روزه کیش» می رسد. گاهی هم جاهای دیگر مثل کاشان و سرعین اردبیل و...

بیست و ششم: اطلاعیه فروش فوق العاده پوشاک و لوازم خانگی همراه با تور رایگان شابدالعظیم!

بیست و هفتم: برنامه شاد و مفرح عمو پورنگ یا عمو حمید یا خاله شادونه یا یکی دیگر در همین مایه ها!

بیست و هشتم: خانم مودبی از ایرانسل تماس می گیرد و خبر می دهد که سیم کارتی با شماره ویژه ای برای من دارد و آن را بیست هزار تومان به من می فروشد!

بیست و نهم: از شرکت بیمه پیامک می رسد که بیمه ماشین تمام شده و باید هرچه زودتر اقدام کنم. تاکید می کند که جمعه بیمه ندارم و نباید ماشین را بیرون ببرم!

سی ام: آقای مامور بیمه هر هشت ساعت یکبار زنگ می زند و یادآوری می کند.

سی و یکم: همه می فهمند که سرکارند و از ما آبی گرم نمی شود! دیگر پیامکی نمی رسد. تماسی هم نمی گیرند. همه فراموشم می کنند تا بیست و چهارم ماه بعد!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

دنبال مطلبي درباره تحليل نتايج جستجوي گوگل مي گشتم كه متوجه شدم خود گوگل سرويس جالبي در اين زمينه دارد. google trends سرويسي است كه جستجويهاي انجام شده در بازه هاي زماني معين و مبدا آنها را تجزيه و تحليل كرده و در قالب نقشه و نمودار نشان مي دهد. هويجوري علاقمند شدم كه بدانم برنامه هسته اي ايران براي چه كساني مهم است. نقشه تحليلي گوگل براي عبارت iran nuclear program اين مطلب را با گرافيك زير به خوبي نشان مي دهد. مي توان ديد كه عملا برنامه اي هسته اي ما فقط براي ساكنان آمريكاي شمالي مهم است!

نكته ديگر اينكه جستجوي عبارات مشابه مانند iranian nuclear program و iranian nuclear threat هم نتايج مشابهي دارد. نتيجه اخلاقي اين مطلب اين است آقاي ظريف بايد بداند كه با چه كساني سر برنامه هسته اي ايران گفتگو كند!

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

نمايندگان به دلايل زير نبايد به وزراي پيشنهادي راي اعتماد بدهند:

ﻭﺯﯾﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ : ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩﻩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺷﺘﻪ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺍﺭﺷﺎﺩ : ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ!

ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ : ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺍﺭﺩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ : ﺑﻪ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﺎﺭﺟﻪ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺭﻓﺘﻪ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺩﻓﺎﻉ : ﺑﻪ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉﺷﺨﺼﯽ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ.

ﻭﺯير ﺩﺍﺩگستری :مي خواسته ﺑﻪ داد ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ برسه.

ﻭﺯﯾﺮ ﺭﺍﻩ : ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺶ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺗﺎ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺻﻨﻌﺖ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺻﻨﻌﺖ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺎﺭ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ.

ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺸﻮﺭ : ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﻭﺯﯾﺮ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ: ﺑﺎ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺳﺮ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﻭﺯﯾﺮ ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ: ﻣﺜﻞ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻣﯿﺰﻧﺪ.

ﻭﺯﯾﺮ ﻭﺭﺯﺵ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ: ﻃﺮﻓﺪﺍﺭ ﺗﯿﻢ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪﯼ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻭﺯﯾﺮ ﻋﻠﻮﻡ:دﺭ ﮐﻼﺱ ﻋﻠﻮﻡ دوره راهنمايي بغل دﺳت ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ مي نشسته.

ﻭﺯﯾﺮ ﻧﻔﺖ : ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﭘﻤﭗﺑﻨﺰﯾﻦ ﮐﺎﺭﺕ ﺳﻮﺧﺖﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ.



منبع: استاتوس يك دوست در رخنامه (فيصبوگ).


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

بالاخره این جناب گوگل خان سرویس «گوگل خوان» را بست و دست خیلی ها را توی پوست گردو گذاشت. اگر شما هم مثل من از کاربران این سرویس بوده اید می توانید از جایگزین های زیر استفاده کنید:

اگر فقط می خواهید به فیدها دسترسی داشته باشید و بخوانید، گزینه های زیادی دارید:

1- http://cloud.feedly.com/ و تعدادی سایت مشابه امکان دسترسی به فیدها را فراهم می کنند.

2- انواع نرم افزارهای رومیزی فیدخوان مانند Feed Reader که باید روی هر کامپیوتری که می خواهید استفاده کنید، نصب نمایید

اگر قصد انتشار فيدها در قالب پست وبلاگي يا ويجت را دارید، این گزینه ها به درد می خورند:

1- شاید خط لوله یاهو بهترین گزینه باشد. با این ابزار فیدهای مختلفرا کنار هم مرتبط می کنید و خروجی مورد نظرتان را تولید می کنید.

2- خودتان زحمت بکشید و با JQuery + JSON به صورت آنلاین فیدها را بخوانید و در سایت خود با فرمت دلخواه نشان دهید.

در این وبلاگ بخش «نوشته های دیگران» با خط لوله یاهو و بخش «شما هم ببینید» با کد نویسی به روز می شوند.

برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

تازه مهندس برق شده بودم و رعايت اصول و قواعد فني و ايمني برق را از واجبات مي دانستم. روزي كه لازم شد براي منزل اتو بخرم؛ كلي بررسي كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اتوي من بايد حتما سيم اتصال زمين داشته باشد. براي همين به نزديكترين مغازه الكتريكي سر زدم و يك «اتو با سيم اتصال زمين» خواستم. نداشت! چند تاي ديگر هم سر زدم و آنها هم نداشتند. تهران را زير و رو كردم و نهايتا در توپخانه در بين رديف هاي مختلف اجناس يك مغازه نسبتا شلوغ اتويي ديدم كه روي جعبه آن مشخصاتش نوشته بود. اتصال زمين هم داشت. با ذوق فراوان خريدمش. فروشنده جعبه اتو را بازكرد تا تست كند و تحويل دهد. همان اول سيم چين را برداشت و سيم اتصال زمين را بريد! و گفت: پسرم اين سيم در ايران به درد نمي خورد و تازه سبب دردسر هم مي شود! تازه به خاطر همين چيز بي فايده، اين اتو گرانتر هم هست!.

چند سال پيش استاد بزرگواري اين خاطره را به مناسب متفاوتي سر كلاس تعريف كرد. احساس مي كنم سيم اتصال زمين حالا حالاها در ايران كاربردي ندارد. مردم با كلي وسواس و بررسي و تحليل و اميد و آرزو يك شخصي را براي رياست جمهوري برگزيدند كه قدري متفاوت باشد. اما مثل اينكه فروشنده دست بردار نيست و مي خواهد سيم اتصال زمين آن را قطع كند. براي اينكار اول به خود رييس جمهور منتخب گفته كه فلاني و فلاني و ... را انتخاب نكن. احتمالا طرف مثل اين مهندس كمي حساسيت به خرج داده و قبول نكرده و حالا قرار است مجلس اين سيم را قطع كند زيرا به ادعاي فروشنده، اين آقاي منتخب دچار رودربايستي شده و تعدادي را ناخواسته در ليست كابينه آورده است!

راستش احساس مي كنم بنده در انتخابات به درستي به گاز انبر راي دادم. به هر حال هر چه كه باشد؛ اسمش روي خودش هست و از قبل هم معلوم است چه كار قرار است بكند. به نظر من اين ضد حال بدي است كه كسي مهمترين شعارش تدبير و اميد باشيد با همين شعار راي جمع كند اما هنگام كار كه رسيد همان ابتدا سيم تدبيرش قيچي شود و به گاز انبر تبديل گردد:

با توجه به ترکیب کابینه پیشنهادی و برخی از شواهد موجود میتوان حدس زد که آقای روحانی در انتخاب گزینهها، اولا؛ از سوی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و کارگزاران به شدت تحت فشار بوده است و ثانیا؛ برای مقابله با سهمخواهی جریانات یاد شده، زحمت فراوانی را متحمل شده است. توضیح بیشتر درباره این فشارها و مسائل پیرامونی آن را به بعد موکول میکنیم اما، چرا به این نکته که بیرون از موضوع اصلی یادداشت پیشروی است اشاره کردهایم؟! پاسخ آن است که احساس میشود رئیس جمهور منتخب در انتخاب اعضای کابینه خود با مجموعهای از «فشارها»، «انتظارها» و «رودربایستیها» روبرو بوده است و برای خروج از این چنبره دست کمک به سوی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت دراز کرده است.


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:47

اگــــــــر مـــے بــیــنــــے هــنـــــــوز تــنــهــــــام ...

بـــــــﮧ خــــــاطـــــــــر عــشـــــق تــــــو نــیــســـت !!

مــن فــقـــــــط مـــــے تــــــرســـــــم ؛

مــــے تـــــــرســـــــم هـــمـــــــﮧ مــثـــــل تــــــو بـــــاشــــــنـد . . . !!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

منو تــــو
حتی در دلتنگی هایمان هم
شبیه هـــم نیستـــیم ،
تو جای مــرا با او پـــر می کنی

من جای خــودم را بـــا تــــــو....


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

گوگوش: تو زن داری؟
بهروز: نه بابا زنمون کوجا بود

گوگوش: نامزد داری؟
بهروز: رفتم خدمت برگشتم حامله بود

گوگوش: یعنی تا حالا عاشق نشدی؟
بهروز: اه نه بابا نه قربونت، بیگیر بخواب
عشق کدوُمه؟
اه انگُولکمُون نکن نذار یاد اون چیزهایی که نداریم بیوفتیم
مصبتو شکر، ما کجاییمو تو کجا؟

یه شب مثه فقیر فقرا بخواب ببین چه عالمی داره !


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

پـــایـیز اســت فصــل بـاران ،

راسـتـی پــاییـــز ؟!

مـــن بــارانــی تَــرم یــا تــــو ؟

تـــــو یـک فــــصـــل مـــی بـاری !

مــن امــــا ،

چــهـــار فـــصـــــل . !

میبـــارم...


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

یوسف میدانست درها بسته است
اما بخاطر خدا حتی به سوی درهای بسته دوید
و همه درهای بسته برایش باز شد . . .
اگر تمام درهای دنیا به رویت بسته شدند
به سمت درهای بسته برو

زیرا که خدای تو و یوسف یکی ست . .!!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

فالمان هرچه باشد
باشد ...
حالمان را درياب !
خيالکن حافظ را گشودهاي و ميخواني :
« مژده اي دل که مسيحا نفسي ميآيد »
يا
« قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود »
چه فرق ؟
فال نخواندهي تو

منم !


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

اینــــ بـــــار ڪــــہ آمــــدے دستــانتــ را روے قلبمـــ بـــگـذار...
تـــــا بفهمــے اینــــ دلــــ …
بــــا دیــــد نــــ تــــــــو نــمــے تــپـــد…

مــے لـــــــرزد …


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

ما آدم معمولیا وقتی دلمون میگیره

میریم لب پنجره

با یه لیوان چایی خیره میشیم به دور دستا،

احساس آرامش می کنیم...

سلامتی ما معمولیا

که نه "آرزوی" کسی هستیم

و نه "آویزون" کسی...!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

ساعت اتاق را خوابانده ام !
.
بی کوک ، بدون باطری
تا حتی هوس یک ثانیه حرکت هم
به سرش نزند . . !
.
.
.
.
.
گورِ پدر دقایق !
.

بی تو بودن شمارش نمیخواهد . . .


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم

در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .

تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .

هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ

بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو

هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،

مــے ارزد . . .!


برچسب: نویسنده: هنگامه و محمد تاريخ: يکشنبه 19 آبان 1392 ساعت: 15:43

صفحه بندی